همزمان با راهپیمایی آزادی/حوادث روز اول محرم و شهادت حضرت مسلم بن عقیل

1 خبر عجیب

شفقنا- امام حسین علیه السلام و یاران باوفایش در جنگی که حدود هشت ساعت به طول انجامید به شهادت رسیدند، هیچ موضوعی در تاریخ اسلام به اندازه عاشورا موشکافانه و با جزئیات گزارش نشده است و شاید یکی از دلایل آن همین باشد. اصالت شهدای کربلا و لزوم روشن شدن حقیقت ماجرای فوق العاده وحشیانه و آگاه ساختن مردم از ظلم ظالم بر مظلومان و اهداف والای نهضت آزادی.

شفقنا با تسلیت ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان از روز اول تا دهم محرم؛ هر روز وقایع، حوادث و اخبار معتبر را می گوید.

در بیان وقایع و وقایع 10 روز اول دهه اول محرم یا به عبارتی دهه عاشورا باید گفت که در اولین روز تاریخ به واقعه خاصی تصریح نشده است. در تاریخ آمده است که در روز دوم محرم، امام حسین (ع) به سرزمین کربلا رسید. از این رو، شاید مناسب باشد از دیدار یا ملاقات امام حسین (ع) با «حربن یزید ریاحی یربوی تمیمی» در روز اول محرم که پیشوای هزار سوار بود، عمدتاً از قبیله بنی تمیم، صحبت کنیم. عراق.

قبیله بنی تمیم یکی از دو طایفه بزرگ کوفه بود که تشیع در میان آنها رواج بیشتری داشت، از این رو حربن یزید را می بینیم که در میان آنها توبه کرده و به امام حسین (ع) متمایل شده و آن حضرت را به شهادت می رساند. ابن زیاد پس از ورود به کوفه، «حسین بن تمیم تمیمی یربویی» را به فرماندهی شهربانی برگزید و از قبیله خود حربان یزید تمیمی را به امامت امام حسین (ع) برگزید. حر مأمور شد تا امام حسین (ع) را محاصره کند و او را وادار کند تا نزد عبیدالله بن زیاد در کوفه برود.

همانطور که در خبر صحیح آمده است، حر هنگام ملاقات با امام حسین (علیه السلام) رسالت خود را خدمت امام حسین (علیه السلام) بیان کرد، بنابراین بیشترین اخبار مربوط به دیدار امام حسین (علیه السلام) با حربن یزید ریاحی است. ، این خبر است..

در مورد علت نوحه خوانی برای شهادت امام حسین (ع) در روز اول محرم نیز باید گفت; اگرچه شیعیان در تکریم و یا تکریم درگذشتگان خود طبق سنت رایج فعلی عمل می‌کردند و طبیعتاً قبل از مرگ مجلس عزاداری برپا نمی‌شد و مجلس عزاداری بعد از مرگ بود، اما بر خلاف این سنت و عرف رایج، شیعیان معصوم علیهم السلام ائمه از امام چهارم زین العابدین (ع) تا امام یازدهم حسن اصغری (علیه السلام) هنوز هم دعوت به برگزاری مجالس یاد امام حسین (علیه السلام) هستند که عالم بعد از آغاز دوران غیبت کبری است. متقدم مرحوم شیخ قیلینی و بعد از ایشان مرحوم شیخ مفید و سپس علمای شیعه یکی پس از دیگری بنا به دلایل و عواملی به عنوان مراجع وقت منصوب شدند) موسی بن جعفر کاظم (علیه السلام) به نقل از فرزند بزرگوارش امام. رضا (علیه السلام) که «قنا ابی» پدرم امام موسی بن جعفر به گونه ای بود که با رؤیت هلال ماه محرم، غم و اندوه پدرم آغاز می شود و روز به روز بر اندوه و اندوه او افزوده می شود. تا به روز عاشورا که همان روز بود رسید در غم و اندوه پدرم حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) و در این روزه. او را نمی توان دید که می خندد.

  رئیس ستاد پیشگیری از قاچاق فرآورده های نفتی هرمزگان منصوب شد

ادامه خبر گزارشی بسیار منتخب و مختصر از کیفیت شهادت امام حسین (ع) و به نقل از معروف 18 هاشمی به همراه سیدالشهدا; به هر حال، این خبر باعث شد که شیعیان و پیروان ائمه معصومین (ع) برای پاسخ به دعوت ائمه اطهار (ع) جلساتی تشکیل دهند تا قبل از شهادت امام حسین (ع) مجالس و مجالسی را به یاد امام حسین (ع) تشکیل دهند. آغاز ماه محرم و پاسخ به این سوال این است که چرا شیعیان بر خلاف عرف رایج مردم پس از شهادت به تکریم امام حسین (ع) نمی پردازند و 9 روز قبل از شهادت به عزاداری می پردازند؟ البته پاسخ دیگر این است که آنها واقعاً نمی خواستند امام حسین (ع) را گرامی بدارند، مانند بزرگداشت و ستایش هر گذشته است.

در تجلیل از آن مرحوم چیزی به مردم نمی توان گفت و آن هم غیر از شخصیت امام حسین (ع) است که هدف اصلی از برگزاری این مجالس، یادآوری قیام امام حسین (ع) و موجبات است. عوامل و اهداف این شورش; به همین دلیل است که جلسات از ابتدا تشکیل می شود و این محتوا از ابتدای بیعت با یزید بن معاویه توسط این پیامبر در مدینه به تدریج است که باعث شد تا او از مدینه خارج شود و به مکه پناه ببرد تا پایان عصر. شهادت که بفهمید همه این گزارش ها و اخبار در یک روز در یک مجلس کامل نمی شود، لذا این مجالس به دهه محرم تقسیم شد، بنابراین در هر مجلس گوشه ای از اخبار مربوط به قیام امام حسین (ع). (عج) را می توان به یکدیگر گفت و یادآوری کرد.

در این دهه شیعیان به دو دسته عرب و عجمی تقسیم شدند که هر روز از دهه را به نام بخشی از اخبار امام حسین (ع) تقسیم کردند. مثلاً شیعیان فارس و ایران در روز اول محرم جلسه ای به نام اولین شهید راه امام حسین (ع) حضرت مسلم بن عقیل برگزار می کنند که خبر اولین شهید راه را نقل می کند. امام حسین علیه السلام در اولین روز دهه محرم از دیرباز در مجامع و محافل شیعیان عرب، شب و روز اول محرم را به بررسی و نقل اخبار ائمه عطار علیهم السلام اختصاص می دادند. ) در دعوت از شیعیان و پیروان آنها برای برگزاری این مجالس که مناسبت های عادلانه نیز می باشد.

  جهاد اسلامی به تل آویو نسبت به عواقب اعتصاب غذا توسط اسرای فلسطینی هشدار داد

شهادت حضرت مسلم بن عقیل

پس از دستگیری مسلم بن عقیل و آوردن آن نزد عبیدالله بن زیاد بن ابیه معروف به ابن مرجان یا ابن زیاد، عبیدالله رو به مسلم بن عقیل کرد و گفت: بگو ای پسر عقیل. تو به کوفه آمدی تا مردمی را که متحد و یکدل بودند تفرقه بیندازی و در میان آنها دسته‌هایی ایجاد کنی و آنها را بکشی؟» مسلمان گفت: «هرگز! من نیامدم، اما مردم آن شهر گفتند: پدرت خون خود را ریختند، مردان خوبشان را کشتند و با آنها مانند کسری و قیصر رفتار کردم، بنابراین من (به دعوت آنها) آمدم تا عدالت را انجام دهم و به حکم قرآن عمل کنم.

عبیدالله که به نظر می رسید هیچ جوابی به مسلم نداشت جز اینکه او را به فسق و فسق متهم کند، گفت: تو با این چیزها چه کار داری؟ آیا هنگامی که شما در مدینه شراب می‌نوشیدید، میان مردم به عدالت و حکم قرآن عمل نکردیم؟ مسلمانی گفت: راب می نوشید؟ به خدا سوگند فقط او بهتر می داند که تو راست نگفتی و عاقلانه نگفتی و بدون دانستن حرف زدی. سزاوارتر شراب است که در خون مسلمانان غوطه ور شود و جانی را که خداوند از کشتن آن حرام کرده است بگیرد و بدون قصاص کسی را بکشد و به حرام خون بریزد و مردم را از روی خشم و دشمنی و بدگمانی بکشد. اما او طوری بازی می کند که انگار هیچ اشتباهی نکرده است!

ابن زیاد گفت: ای فاسق، چیزی را آرزو کردی که خداوند مانع آن شد، تو را شایسته ندانست! مسلم گفت: سزاوار کیست ای پسر زیاد؟

عبیدالله گفت: امیرالمؤمنین یزید! مسلم گفت: به هر حال خدا را شکر، ما راضی به قضاوت او میان ما و شما هستیم.

مسلم گفت: در خدا شک نیست، بلکه یقین است. عبیدالله گفت: اگر تو را نکشم خدا مرا بکشد، قتلی که در اسلام بی سابقه است! مسلم گفت: تو سزاوارتر از هر کس دیگری هستی که در اسلام بدعت کنی، هرگز بدترین شیوه کشتار، معلولیت، بد اخلاقی و بزدلی را ترک نخواهی کرد و هیچ کس بیش از تو سزاوار آن نیست.

  تسریع در ساخت اولین شهر پسماند استان یزد

سپس عبیدالله مسلم و حسین و علی و عقیل را نفرین کرد. مسلم ساکت شد و حرفی نزد. عبیدالله روش کشتن مسلمانی را که تهدید کرده بود (نوعی بدیع و جدید در جهان اسلام) اینگونه برای جلادان توضیح داد: «به بالای دارالاماره بروید و ابتدا سر او را ببرید و به پایین بیندازید. ، سپس بدن او را به سمت او بپیوندید. انجام دادن.”
مسلم رو به محمد بن اشعات کرد و گفت: به خدا سوگند اگر به من امان نمی دادی هرگز تسلیم نمی شدم. اکنون برای دفاع از من شمشیر خود را بلند کن. زیرا امنیت من مسئولیت شماست. اما پسر آش جوابی نداد. مسلم دوباره رو به ابن زیاد کرد و گفت: به خدا سوگند اگر بین ما نسبتی بود مرا نمی کشت.

عبیدالله با صدای بلند گفت: کجاست آن مردی که مسلمان با شمشیر راه می رفت؟ یائی بوکیر بن حمران احمری. چون آمد، عبیدالله به او گفت: با مسلم به پشت بام قصر برو و گردنش را بزن.

نگهبانان مسلم را به پشت بام کشاندند. در این هنگام مسلمان دعا کرد و گفت: «خدایا بین ما و مردمی که ما را فریب دادند و به ما دروغ گفتند و ما را تحقیر کردند داوری کن!» نگهبانان او را در حالی که تکبیر می‌گفت و استغفار می‌کردند و درود می‌فرستادند، بردند. به فرشتگان و پیامبران

آن را در جهت بازار قصابی قرار دادند. سپس دوشیزه سرخ سر او را برید و نگهبانان آن را از بالای قصر پرتاب کردند. سپس بدن شریفش را بر آن افزودند. بکیر احمری از پشت بام پایین آمد. ابن زیاد پرسید آیا او را کشتی؟ آواز!» پرسید: «وقتی او را به پشت بام بردی چه گفتی؟»

بکیر گفت: تکبیر و تسبیح می گفت و استغفار می کرد; اما وقتی به او نزدیک شدم تا او را بکشم، گفت: «خدایا بین ما و مردمی که ما را فریب دادند، به ما دروغ گفتند، تحقیرمان کردند و کشتند، داوری کن. من هم گفتم خدایا شکرت که مرا بر تو مسلط کرد! سپس ضربه ای زدم که جواب نداد، سپس ضربه دوم را خوردم و او را کشتم.

تاریخ طبری، ج 5، ص 377 و 378، به نقل از ابی محنف، الارشاد، ج 2، ص 62 و 63.

دیدگاهتان را بنویسید