خطرات آشکار و پنهان حاشیه نشینی

3266098 خبر عجیب

روزنامه شفقنا حمدلی در مطلبی با عنوان خطرات پنهان و پنهان حاشیه نشینی به این شرح اشاره کرد:

یکی از معضلاتی که امروزه و نسبت به دهه های گذشته گریبانگیر شهرهای کشور شده است، ظهور و رشد پدیده حاشیه نشینی شهری است. بررسی های علمی انجام شده حاکی از حاشیه نشینی در میان عوامل تهدید کننده زندگی روزمره، کاهش کیفیت زندگی در مناطق، احساس ناامنی و کاهش ناامیدی از وضعیت موجود از پیامدهای این معضل اجتماعی است. رابرت ای پارک اولین محققی بود که از مفهوم حاشیه نشینی استفاده کرد. وی معتقد است حاشیه نشینی نتیجه کارکردهای اقتصادی و سیاسی است، در بیانی که «ای پارک» برای تبیین مفهوم حاشیه نشینی به کار می برد، نقش قدرت در پیدایش مشکل، دشواری یا بحران حاشیه نشینی جایگاه ویژه ای دارد. . سوال اصلی این خواهد بود: حاشیه نشینی با حاشیه نشینان، دولت ها و کسانی که در بافت شهری زندگی می کنند چه می کند؟
اول: افراد حاشیه نشین تحت تأثیر سیاست های نامتعادل و اشتباه دولت قرار دارند. آنها به خودی خود علت نیستند، اما در اولین گام و در زمانی که از سوی کارشناسان اجتماعی به عنوان معضل شناخته می شوند، نتیجه سیاست های غلط اجتماعی، سیاسی و اقتصادی دولت ها تلقی می شوند. مثلا؛ در دوره ای معین و پس از وفور درآمدهای نفتی در اوایل دهه 1950، ساختار قدرت غیرمشاوره ای به توسعه شهری، ساخت کارخانه، ایجاد مناطق صنعتی و برنامه ریزی و اجرای پروژه های زیربنایی در مدت زمان کوتاهی روی آورد. در نتیجه طی یک دهه شاهد رشد چشمگیر شهرها و روند مهاجرت از روستاها به شهرها بوده ایم. این رشد از چشم روستاییان پنهان نمانده و باعث مهاجرت و سکونت آنها در حاشیه شهرها می شود. رشد بخش‌هایی از مناطق حاشیه‌ای در شهرهایی مانند اهواز، مشهد، تهران، کرج و اصفهان نتیجه سیاست‌های نادرست نیم قرن اخیر و به دنبال رشد افسارگسیخته شهری است. به عبارت دقیق تر؛ نه تنها دولت ها نتوانسته اند با ارائه برنامه های اجرایی جلوی حاشیه نشینی را بگیرند، بلکه معضل و بحران حاشیه نشینی به دلایل مختلف از جمله تبدیل برخی معضلات اجتماعی به بحران های چندوجهی در دهه های اخیر پابرجا بوده است.
دوم: حاشیه نشینی با یأس و فقدان چشم انداز برای آینده همراه است. سکونت در بافت های فرسوده، نبود زیرساخت های شهری مناسب، نبود شرایط اولیه زندگی، وفور مواد مخدر و جرم و جنایت در سطح وسیع و شکل گیری درگیری های گسترده در محله ها و زندگی با مردمی که آرامش و آسایش روحی و روانی مطلوبی ندارند. نگرش به شخصیت آنها. این امر ناگزیر فرد را با ناامیدی و دوری از آینده سوق می دهد. برای حاشیه نشینان، رسیدن و نرسیدن به آینده بی معنی است، چرا که ضعف او در زمان حال باعث می شود امیدی به کسب شرایط مطلوب در آینده نداشته باشد. ثالثاً: سکونت در حاشیه شهر، یکی دیگر از راه های زندگی در حالت خراب است. مکانی با اعتیاد، دزدی، درگیری شخصی، فحشا، تجاوز جنسی، افراد مست فراوان، دور از مناطق مرکزی شهر و غیره. ساکنان مناطق حاشیه ای تمایلی ندارند و حتی اگر به دلیل فشارهای اقتصادی که نقاط خاص جغرافیایی هستند مجبور به زندگی در این مناطق شوند، شاهد مشکلات و بحران های اجتماعی متعددی خواهند بود. بالاخره زندگی در حومه شهر زنده است.
چهارم: حاشیه نشینان شهری، به عبارت دیگر، در شهرها زندگی می کنند اما شهر را متعلق به خود نمی دانند. با نظم شهر بیگانه اند. آمار بالای درگیری های خیابانی در مناطق حاشیه ای دلیل این ادعاست. بر اساس تجربه، ساکنان این مناطق دریافته اند که برای به دست آوردن و دفاع از حقوق خود راهی جز ورود به درگیری خشونت آمیز وجود ندارد. بر اساس گزارشات و اخبار منتشر شده اکثر سارقان تابلوهای راهنما، منهول، نرده، توالت عمومی، چراغ خیابان و… از مناطق حاشیه نشین هستند. وقتی فردی به شهر تعلق ندارد و خود را در جامعه ای ناآشنا به عنوان یک بیگانه تصور می کند، دزدی و تخریب تجهیزات اجتماعی که در منطقه مسکونی او نیست کاملا طبیعی به نظر می رسد.
پنجم: حاشیه نشینی نتیجه سیاست غلط دولت است. نقش دولت در پیدایش حاشیه نشینی را نمی توان کتمان کرد، اما ساکنان این محله ها مشکلاتی را ایجاد می کنند که برای آن همچنان نیازمند حضور دولت هستیم. یعنی دولت به دلیل اجرای برنامه های غلط و پرورش فضای توسعه نامتوازن، معضل و معضلی بزرگ به نام حاشیه نشینی را در بافت شهرها ایجاد می کند، حال همین دولت باید با برنامه ریزی و هزینه از بحران جدید خارج شود. بودجه قابل توجهی برای این پدیده نامتعادل و تبدیل بخشهای نظم شهری به ساختار شهری.
ششم: بزرگ‌نمایی نقشه و مناطق شهری دقیقاً با اختلاط مناطق حاشیه‌ای در قلب شهرها انجام می‌شود. و در اینجا دولت نقش غیر منطقی ایفا می کند. جانمایی برخی مناطق حاشیه نشین سابق در شهرهایی مانند مشهد، اصفهان، اهواز و تهران بر اساس این دیدگاه انجام شد. تجربه اضافه شدن این محلات به بافت شهری نشان می دهد که با گذشت زمان همچنان شاهد کم توجهی مدیریت شهری به این مناطق هستیم. از دیدگاه مدیران شهری، چنین مناطقی همواره هزینه ایجاد کرده است نه درآمد. اینکه به دلیل سود کم ساخت و ساز در چنین مناطقی، امکان جذب سرمایه گذار برای احیای بافت فرسوده و ساخت مجتمع های مسکونی وجود ندارد. بنابراین مدیران شهری چندان تمایلی به تعریف پروژه های رفاهی و تعمیم خدمات شهری به این محلات ندارند. ساکنان این مناطق جزئی از شهر هستند، نه، بر اساس تقسیمات شهری جدید در داخل شهر قرار دارند، اما مانند گذشته با مشکلات حاشیه نشینی دست و پنجه نرم می کنند.
نکته پایانی: به نظر می رسد امروزه حاشیه نشینی از یک معضل اجتماعی و شهری به چالشی فراگیر در شهرهای بزرگ کشور تبدیل شده است. دیگر نمی توان از این پدیده چشم پوشی کرد، از سوی دیگر بر اساس نتایج دولت ها و مدیران شهری در دهه های گذشته توان حل این بحران اجتماعی با توجه به توان علمی و اجرایی دولت ها، شهرداری ها به چشم نمی خورد. و شوراهای شهر شاید وقت آن رسیده است که دولت های وقت بودجه قابل توجهی را به این موضوع اختصاص دهند تا حاشیه نشینان به طور کامل در دل شهرها مستقر شوند وگرنه وقتی بحران حاشیه نشینان بدون آینده همراه باشد چندان عجیب نخواهد بود. با نارضایتی اجتماعی موج گسترده ای از تخریب را در شهرها ایجاد خواهد کرد.

  تزریق بیش از 108 میلیون دوز واکسن کراون در کشور

اخبار قبلیتدابیر اولیه امنیتی در کربلا در آستانه ماه محرم

دیدگاهتان را بنویسید