کهن نوشت: آیا باید ناظر تحولات جهانی باشیم یا عضو فعال؟

2 خبر عجیب
روزنامه کیهان

روزنامه شفقنا-کیهان در یادداشت روز خود با عنوان ناظر تحولات جهانی بودن یا عضوی فعال؟ به قلم سعدالله زارعی چنین نوشته شده است:

جهان در آستانه یک «نظم جدید» است. کسانی که وارثان نظم قدیم هستند، از پایان عمر آن نظم گفته اند. آمریکایی ها و اروپایی ها در هر دو سطح سیاسی و کارشناسی گفته اند که نظم دوقطبی و نظم جدید آمریکا پایان یافته است. تلاش کشورهایی مانند آلمان و ژاپن برای تشکیل ارتش ملی نشان دهنده جدیت این باور در میان کشورهای بلوک غرب است وگرنه با وجود ناتو نیازی به احیای ارتش ملی در این کشورها نیست. ملایم ترین پیشنهادی که شنیده می شود، دستور سه قطبی با حضور آمریکا، چین و روسیه است، اما چه کسی می داند که آمریکا نمی تواند در یک نظم جدید در کنار دو قدرت آسیایی شرکت کند. این به خودی خود یک آشفتگی است، ایالات متحده در حال حاضر روسیه را به عنوان بزرگترین رقیب نظامی خود و چین را به عنوان بزرگترین رقیب اقتصادی خود می بیند و از طرف دیگر چین و روسیه آمریکا را به عنوان دشمن می بینند، بنابراین واضح است که نظم جدید نمی تواند با ایالات متحده درگیر معنی پیدا کنید.
نظم نوین جهانی نه تنها تغییر در واحدهای تشکیل دهنده یک نظام بین المللی، بلکه تغییر در شیوه حکمرانی بین المللی است. در چشم انداز رویدادهای مهم بین المللی نیز تغییر در منطق و مدیریت به چشم می خورد. در سال های اخیر شاهد دو رویداد مهم بین المللی بوده ایم و در این عرصه شاهد مانور قدرت های نوظهور بوده ایم. یکی از این رویدادها شیوع گسترده بیماری کرونا بود. بر اساس ایده ای که بر نظام بین الملل گذشته حاکم بود، این مشکل وحشتناک باید مانند موم در دستان قدرت های مسلط قرار می گرفت و قدرت های بین المللی باید در موقعیت یک شهرک نشین قرار می گرفتند، اما کووید-19 چنین نبود. فقط تحت کنترل آمریکا و … اما به جان آنها هم آمد و سالها فاجعه ناگفته ای به بار آورد و به قیمت جان آنها تمام شد و بیشترین تلفات انسانی و بیشترین خسارت اقتصادی را برای آنها به همراه داشت و از قضا کشورهایی مانند ایران که تحت مفهوم سیستم قبلی که برای رهایی از کووید باید به آنها پناه می برد، به زودی بر این بیماری مسلط شد و آن را مهار کرد. این بیماری که یکی از آنها سرقت محموله های واکسن کانادایی از آمریکا بود. فاجعه جهانی این بیماری به استیصال قدرت های مدعی و مسلط منجر شده و به آزمایشگاهی برای اثبات توانمندی خود برای کشورهایی مانند ایران تبدیل شده است. در آن زمان بازارهای مواد غذایی اروپا و آمریکا به سرعت خالی شد، گویی فردایی برای خود نمی دیدند و هیچ اعتمادی به دولت های مدعی خود نداشتند و بر این اساس، دولت های غربی مفهوم کلیشه ای «دولت رفاه» را از دست دادند. ظاهراً کووید-19 یک ویروس بیماری زا نیست، بلکه موریانه تمدن غرب است. بیماری کووید غرب را به زانو درآورد و در همان زمان به معیاری برای قدرت‌های نوظهوری مانند ایران تبدیل شد.
یکی دیگر از این رویدادها بحران اوکراین بود. در بحران اوکراین، کل غرب با یک کشور آسیایی- اروپایی، یعنی روسیه مواجه است. موضوع خیلی ساده است، همه کشورهای اروپایی و آمریکایی و کشورهای آسیایی مرتبط با آنها، با احساس نگرانی از بازگشت قدرتمند روسیه به صحنه جهانی و احساس نگرانی از پیوستن روسیه و چین، سعی کردند روسیه را محاصره کنند و آن را نام ببرند. به میدان جنگ توانمندی های غرب از نظر سیاسی، اقتصادی، فنی و نظامی کاملاً مشخص است. قدرت سیاسی غرب یعنی جامعه ای متشکل از 80 کشور و قدرت اقتصادی آن به معنای نزدیک به 8 تریلیون دلار در روابط تجاری در مقایسه با روسیه با حدود
480 میلیارد دلار قدرت تجاری و قدرت فناوری آن به معنای رتبه اول در فناوری در مقایسه با کشوری است که در رتبه هفتم یا هشتم در فناوری و قدرت نظامی قرار دارد، یعنی مجموع قدرت نظامی ایالات متحده و اروپا در مقایسه با کشوری که قدرت نظامی آن حدودا یک چهارم آنها بر اساس منطق حاکم بر نظام بین الملل قبلی، نتیجه این رویارویی قطعاً پیروزی آسان غرب بر روسیه بود و نظریه پردازان اقتصادی و نظامی غرب در هفته های اول در این مورد تردید نداشتند، اما در ایران نظریه پردازان. که با عمود غرب تحلیل می کنند در سقوط روسیه گرفتار شدند با غرب صحبت کردند. این جنگ قطعاً تاکنون بیش از 200 میلیارد دلار برای غرب هزینه داشته است. این جنگ بیش از شش ماه به طول انجامید در حالی که روسیه ایستاده بود. تحریم های اقتصادی متوالی غرب نتوانسته است ثروت اقتصادی روسیه را مختل کند.روسیه توانسته هزینه های جنگ را مدیریت کند و از انتقال فشار اقتصادی به مردمش از سرریز افزایش قیمت نفت جلوگیری کند. در همین حال، غرب نزدیک
1 میلیون نیروی نظامی در جنگ شرکت کردند، در حالی که روسیه کمتر از یک دهم نیروهای نظامی خود را مستقر کرد. حدود 130000 نفر فشار اقتصادی که قرار بود روسیه را نابود کند به سرعت به اروپا و آمریکا افتاد و آنها افزایش قیمت 70 درصدی را پذیرفتند. دولت های انگلیس و ایتالیا سقوط کرده اند و همه نظرسنجی ها حاکی از شکست قاطع حزب دموکرات آمریکا در انتخابات آتی این کشور است. جالب اینجاست که غرب چنان به آتش کشیده شد که جو بایدن برای ورود به بازار نفت به دشمن خود ونزوئلا روی آورد و نتوانست قول صادقانه ای از عربستان سعودی برای افزایش صادرات نفت دریافت کند.
وارثان نظام قدیم نتوانستند در مقابل ایران وحدت خود را حفظ کنند. مقامات خسته رژیم اسرائیل در سفر به تل‌آویو، بایدن را تحت فشار قرار دادند تا در صورت عدم امکان اقدام علیه ایران، موضع تندی اتخاذ کند و بایدن در مصاحبه با شبکه 12 تلویزیون رژیم صهیونیستی که شبکه ارتش است، آشکارا و صریح گفت: در دوران ریاست جمهوری من سطح درگیری بین ایران و آمریکا کاهش یافته است و او این را یک دستاورد می داند یا زمانی که لاپید از رئیس جمهور آمریکا خواست عربستان سعودی را مجبور کند روابط خود با اسرائیل را علنی کند، جو بایدن گفت که این مسئله زمان است. و در حال حاضر امکان پذیر نیست!
از یک سو، کسانی که سفر منطقه ای بایدن را به وضوح و بدون استثنا تحلیل کردند، شکست کامل بایدن را اعلام کردند، اما اکثر کسانی که نشست سه جانبه اخیر ایران، روسیه و ترکیه در تهران را تحلیل کردند، موفقیت ایران را هر دو کشور منطقه مورد تمجید قرار دادند. ایجاد یک آرایش جدید هیچ کس شک ندارد که روسیه و ایران در نظم قبلی نمی گنجند و به ویژه برگزاری اجلاس چندجانبه در تهران و ادبیات صریح و جنگ طلبانه رهبران این کشور علیه غرب، سرآغاز تحولات سریع در منطقه تلقی می شود. اخیرا صحبت هایی مبنی بر پیوستن ایران، عربستان و آرژانتین به زودی به توافقنامه «بریکس» مطرح شده است. بریکس یک پیمان اقتصادی در حال گسترش است که در کنار پیمان شانگهای به عنوان یک موقعیت بین المللی جدید تلقی می شود.
بنابراین نظم جدید عملا آغاز شد و احزاب نظام قبلی از هم جدا شدند. نظم جهانی نظامی جدید نتیجه یک، دو، سه یا چهار قدرت نیست. تنوع اعضای پیمان شانگهای و پیمان بریکس نشان دهنده نظم جمعی مسئولانه است. این یک نظم هژمونیک نیست، یک نظم تعاونی است. دستور قبلی اولا دستور منفی، دوم دستور امنیتی و سوم دستور اقتصادی و… بود و بنابراین اساس این دستور خروج قدرت های محلی و منطقه ای بود. نظم جدید اساساً نظمی منطقه گرا است. این روزها چینی ها از ایران دعوت کرده اند که به ساختار تجاری مکمل بپیوندد، یعنی چین با همه عظمت اقتصادی خود، قدرت های منطقه را به عنوان یک شریک مهم می شناسد.
در این رویدادهای بزرگ بین المللی، برخی تهران را به خویشتن داری و بی طرفی فراخواندند و از نقش این کلمه در ایجاد توازن بین شرق و غرب صحبت کردند. این یک گزاره منفعل است، اگر مهم نباشد. ایران در این روند نباید به نام بی طرفی چشم خود را بر فرصت های بزرگ توسعه ببندد و به خود آسیب برساند.

  مرحله اول آزادی 110 زن دارای معلولیت در زندان

اخبار قبلیآیا معامله با “غلات اوکراینی” قیمت جهانی مواد غذایی را کاهش می دهد؟ / گزارش فارین پالیسی
خبر بعدیجمهوری اسلامی نوشت: زمزمه های خطرناک!

دیدگاهتان را بنویسید