اقتصاد تک محصولی بخش خصوصی را مستثنی می کند

به گزارش خبرگزاری موج آذربایجان شرقی، علی نوید وی در یادداشت پایانی خود می نویسد: اقتصاد تک محصولی، بخش خصوصی را از حلقه خارج می کند و از ظهور یک بخش خصوصی قدرتمند و تأثیرگذار در اقتصاد جلوگیری می کند. زیرا به اقتصاد دولتی این فرصت و امتیازاتی را می دهد که هرگز در اختیار بخش خصوصی قرار نمی گیرد و اجازه ندارد در یک زمین بازی با بخش دولتی رقابت کند و بتواند رشد کند.

اقتصاد نتیجه گرا نیست و به هر حال بودجه است و عدم بررسی عملکرد. اقتصاد دولتی نقاط مثبت و منفی کار سازمان را ارزیابی نمی کند. از سوی دیگر، بخش خصوصی همواره از هزینه ها بازخورد می گیرد، گلوگاه ها و فرآیندها را بهینه می کند و سود و درآمد سالانه را افزایش می دهد.

در اقتصاد رانتی، بخش خصوصی اساساً مجری بخش عمومی است و منابع مالی از منبعی به نام اقتصاد عمومی به بخش خصوصی سرازیر می شود. وابستگی بخش خصوصی به اقتصاد رانتی هرگز به آن اجازه نمی دهد که نقش خود را به طور مستقل در دنیای واقعی ایفا کند.

بنابراین در چنین اقتصادی ما انتظار شایسته سالاری و تخصص و بینش کارشناسانه در مورد مسائل را نداریم، بلکه اغلب این روابط و انتصابات است که بسیاری از مسائل را تعریف می کند. ضرری که درآمد حاصل از فروش نفت که سالیان متمادی پشتوانه اصلی بودجه ایران بود، به اقتصاد وارد شد، تنها به این معنا نبود که ما منابع ملی خود را فروختیم و آن را صرف بودجه جاری یا در بودجه کردیم. زیر ساخت؛ بلکه به این دلیل است که تولید ناخالص ملی نادیده گرفته شده است.

  ناتو: "مدرن سازی زرادخانه نظامی چین" نگران کننده است

تولید ناخالص ملی با درآمد حاصل از فروش نفت متفاوت است. تولید ناخالص داخلی داخلی است اما درآمد حاصل از فروش نفت داخلی نیست. درون زایی به این معناست که وقتی تولید می کنیم، آن را طوری بسازیم که همه عناصر درگیر در تولید از نظر اقتصادی فعال باشند.

از عوامل تولید، نیروی کار، بخشی که مواد اولیه را تامین می کند، بخشی که محصول با آن ارتباط دارد، مشکلات ترانزیت و بسته بندی و حتی حمایت از خدمات و تولید و بازاریابی، همه درگیر هستند و زنجیره ای از کسب و کارها شکل می گیرد.

تولید کل اقتصاد را به صورت واقعی درگیر می کند. اما فروش کره اینطور نیست. بخش کوچکی از اقتصاد به استخراج و فروش مشغول است و بقیه اقتصاد منتظر سرچشمه این منابع مالی است و دولت به عنوان یک کارفرمای بزرگ و بخش خصوصی به عنوان پیمانکاران کوچک و بزرگ اقتصاد را از بین می برند. جریان مالی حاصل از نفت

راه حل مناطق آزاد و قاره شاید بازنویسی اقتصاد بر اساس مزیت های سرزمینی باشد. نفت، پتروشیمی، فولاد، سیمان، معادن مختلف و زغال سنگ و مس از مزایای زمین برای ماست که همه باید بازنویسی شود.

نه تنها در مورد نفت، بلکه در مورد مسائل دیگر نیز باید به اقتصاد فکر کرد خام فروشی به سمت ایجاد ارزش افزوده حرکت کنید. بگذارید بخش خصوصی واقعاً تولید ناخالص داخلی را از جریان این کالاها تشکیل دهد و نه از جریان پول ناشی از خام فروشی، تولید و فعالیت های اقتصادی جعلی آنها.

بنابراین، به جای ارائه محصولات پتروشیمی ارزان و مستقیم به کشورهای همسایه و ارائه ارزش افزوده آنها، به جای صف های طولانی در بورس کالا برای خرید محصولات پتروشیمی، به صنایع داخلی این امکان را می دهیم که به راحتی این منابع را در بازار داخلی خریداری کنند. بدون واسطه و بدون افزودن هزینه رقابت در بورس عرضه شود تا بتوانیم مزیت صادراتی داشته باشیم تجارت جهانی من دارم

  پرداخت بیش از ۲۷ هزار میلیارد ریال تسهیلات خوداشتغالی توسط بانک ملی ایران

دیدگاهتان را بنویسید