بازنشر / به یاد استاد سید محمود دویی گنجینه خاطرات انقلاب و امام خمینی

DSC 6460 1 خبر عجیب

شفقنا- این دیدار و گفتگو مربوط به 15 بهمن 1396 است که جمعی از اعضای تحریریه پس از سخنرانی سیدمحمود دعایی در دفتر وی تحصن کردند و مرحوم دعایی به بیان خاطراتی از انقلاب و امام خمینی(ره) پرداخت.

به گزارش شفقنا، هرکسی که بخواهد از نزدیکان امام خمینی (ره) نام ببرد، قطعا نام سید محمود دویی را در لیست خود خواهد داشت. اوست که لحظه به لحظه با امام زمان (عج) در نجف همراهی می کرد و گنجینه ای از خاطرات و اسرار است.

چند روز پیش با دفتر ایشان در روزنامه اطلاعات تماس گرفتیم. اما من منتظرم تا به دیدارت تازه کنی.

پس مهمان مردی چون انقلابی و امام شدیم. یک دفترچه ساده پر از کتاب وجود دارد. همه چیز از میز و صندلی گرفته تا تلفنش قدیمی است. مدیر دفتری وجود ندارد. وقتی به روزنامه زنگ می زنند او را به اتاقش می چسبانند و با روی باز جواب می دهد.

DSC 6551 1 خبر عجیب

ما به یک جلسه یک ساعته رفتیم، اما او آنقدر مهمان نواز بود که به سختی از دستش می رفت و جلسه 3 ساعت طول کشید. پس از احوالپرسی پرسید: ناهار خوردی؟! صادقانه گفتیم: هنوز نخوردیم. سریع بلند شد و زنگ زد و گفت: امروز از روزنامه همه چیز برای ناهار بچه ها بیاور. سفره ناهار را چید و یکی یکی خورد.

DSC 6483 1 خبر عجیب

جلسه طبق روال تبریک پیش رفت و در این بین اصرار داشتیم که خاطره ای از لحظات پیروزی انقلاب، امام یا دستاوردهای انقلاب اسلامی بعد از 40 سال برایمان تعریف کند. اما او در برابر هر درخواست ما سکوت کرد و سرش را خم کرد.

بچه که بودم دو فصل کتک خوردم

به او گفتیم که در زمان پیروزی انقلاب برخی از ما جوان بودیم، می خواستیم از حال و هوای آن دوران بدانیم، حرف ما را قطع کرد و گفت: «بچه که بودم، دو فصل کتک خوردم. یکی فصلی بود که مهمانی می رفتیم و از مهمانسرا خانه خودمان مشغول می شدیم و کتک می خوردیم. فصل دوم وقتی مهمان به خانه ما آمد و دوباره مشغول شدیم و مشغول کار با آجیل و شیرینی بودیم، بعد از قطع برق در خانه، در تاریکی به سمت شیرینی هجوم بردم، دستم روی شیرینی روشن شد. – یادم هست آن روز خیلی کتک خوردم.

DSC 6694 1 خبر عجیب

شهید مطهری در نجف با امام خمینی دیدار کرد

باز اصرار داشتیم از لحظاتی که با امام بودی یاد کنیم و ایشان فرمودند: «در نجف با امام بودیم، یک روز بیرون بودم و به منزل امام در نجف رفتم، دیدم کشیشی با لباس اتو کشیده بود. فهمیدم کی لباس پوشیده، این مرد عراقی نیست، نزدیکش شدم دیدم استاد مطهری است. بعد از سلام گفت می خواهم امام را ببینم. چند قدمی به استقبالش آمدند و مدتی طولانی او را در آغوش گرفتند و این نشان از محبت امام و آقای مطهری به یکدیگر بود.

تصمیم گرفتیم برای آقای مطهری جلسه ای ترتیب دهیم و با فرض عدم حضور امام جمعه، آقای مطهری را جلوی امام بنشینیم و به علاقمندان اطلاع دادیم. امام از روزی که فهمیدند برای آقای مطهری بیرون نشسته‌اند، از اول تا آخر جلسه به احترام آقای مطهری می‌نشستند و آقای مطهری را تکریم می‌کردند.»

  کارت دام; آخرین اقدام بانک کشاورزی برای تامین نقدینگی کشاورزان کشور

DSC 6780 1 خبر عجیب

رسانه ها نه اهل تقوا هستند و نه خیلی با اخلاق

سید محمود دویی به صحبت و بیان خاطرات بیشتر از انقلاب بسنده نکرد. اما در گفتگویی کوتاه جایگاه اخلاق در رسانه ها و پوشش رسانه ای گفتمان انقلاب و امام را در این چهل سال ارزیابی کرد.

دعایی با گلایه از برخی رسانه ها با بیان اینکه این روزها رسانه های سالم در کشور کم است، تاکید کرد: امروز برخی رسانه ها اهل تقوا نیستند و پایبند به اخلاق نیستند. متأسفانه دروغ بسیار رایج شده است و امروزه رسانه ها در مورد محتوای آن تحقیق چندانی نمی کنند و همین امر باعث می شود مطالب و اخبار خود را بدون توجه منتشر کنند که نشان می دهد از صحت خبری که آسیب جدی و جدی است مطمئن نیستند. به رسانه ها در برخی رسانه ها یک بیماری همه گیر وجود دارد، بنابراین باید به فکر راه حلی بود.»

نمی توان گفت رسانه ها توانستند به گفتمان انقلاب و امام توجه صددرصدی داشته باشند.

دعا برای اصحاب رسانه ای که به گفتمان انقلاب، امام و مردم بعد از چهل سال توجه دارند می گوید: نمی توانیم بگوییم صددرصد توانسته ایم به این گفتمان توجه کنیم، اما همانطور که اصحاب رسانه با انقلاب همراه بودند. یا برخاسته از فضای و جریان انقلابی بوده اند که توانسته اند به این گفتمان پایبند باشند، تندروی و تنبلی و شدت و ضعفی که در مواضع سیاسی و جهت گیری های سیاسی در جامعه می بینیم ناشی از همین تفاوت در برداشت ها و دیدگاه هاست. در عین حال فضای امروز کشور فضای خوبی دارد، آزادی هایی که ما انتظار داریم وجود دارد و تقریباً همه نشریات به آنچه گفته شد اذعان دارند و شما جای نگرانی ندارید. تنوع رسانه‌ها و جهت‌گیری‌های متفاوتی که در میان رسانه‌ها وجود دارد، نشان‌دهنده آزادی عمل است که هرکس می‌تواند در افکار و اندیشه‌های خود به دنبال آن باشد.

ظریف یکی از ذخایر و غنیمت های کشور است

ظریف پس از این گفتگوی کوتاه ناگهان به یاد وزیر امور خارجه کشورمان افتاد و گفت: ظریف یکی از ذخایر و غنیمت کشور است. آمریکا برای ایجاد موج علیه ایران تلاش زیادی کرده و برای این کار به کشورهای زیادی سفر کرده است. اما ظریف همه نقشه های آمریکا را خنثی کرد و آمریکا نتوانست به هدف خود برسد. گاهی جاسوسی منفی علیه این فرد در کشور صورت می گیرد که صحت ندارد. «یک روزنامه اطلاعات به مناسبت چهل سالگی انقلاب با ایشان گفت وگویی انجام داده که هنوز منتشر نشده است. در این مصاحبه حرف های زیادی زده شده است.»

دوای با اینکه با سابقه 20 ساله رئیس موسسه اطلاعات است و از خودش بزرگتر است، اما با تمام توان و میلش با شوخ طبعی خاصی صحبت می کند. با همان طنزپرداز تماس گرفت و از آنها خواست دو کتاب فضایل فراموش شده و اسلام و قرآن را به دفترش بیاورند.

DSC 6724 1 خبر عجیب

فضایل فراموش شده

این دعا سپس به ذکر خاطره ای از آقای راشد و علاقه شهید مطهری به ایشان می پردازد: «آقای راشد قبل از انقلاب جمعه شب در رادیو ایران درباره مسائل اخلاقی سخنرانی می کرد. همه افراد جامعه به طیف ها و مذاهب مختلف گوش می دادند، زیرا رشید حکیم و فیلسوف و دانشمند بود و زیاده خواهی نمی کرد. او با منطق و عقل و درایت صحبت می کرد و تأثیر زیادی داشت. معروف بود که یک بار محمد ظاهر شاه پادشاه سابق افغانستان در جلسه ای بود که یک ساعت جلسه را ترک کرد و وقتی برگشت گفت: وقت صحبت آقای راشد فرا رسیده بود و من باید گوش کنم.

  افزایش ناگهانی کاغذ تحریر به مرز 700 هزار تن

برخی از دیپلمات‌ها و غیر دیپلمات‌های ایرانی که گاهی به خارج از کشور سفر کرده‌اند، گاهی از آنها سوال می‌شود که دین شما چیست و دادگاه‌های مذهبی شما چیست و دیپلمات‌هایی که کنترلی بر بیان ندارند، نامه‌هایی به آقای راشد نوشته‌اند. یا تلفنی صحبت کردند که برای پاسخ به این سوالات نیاز به راهنمایی داریم. وی برای رفع این نیاز، سلسله سخنرانی هایی نیز درباره جهان بینی شیعی و اسلامی ایراد کرد که به طور جداگانه توسط سازمان کتاب های جیبی ایراد شد. اسلام و قرآن منتشر شد که به تازگی توسط روزنامه اطلاعات منتشر شده است.

وقتی انقلاب پیروز شد، یکی از نکات بزرگ آقای مطهری ادامه برنامه های آقای راشد در صدا و سیما بود. قطب زاده در آن زمان رئیس صدا و سیما بود و اصرار داشت که او را قبول نکنیم. ما خط قرمز گذاشته ایم و کسانی که در این خط قرمز هستند اجازه استفاده از صدا و سیما را ندارند. خط قرمز این است که در جریان اعتصاب صدا و سیما کسانی که تا آخرین لحظه اعتصاب و همکاری نکردند دیگر اجازه حضور نداشتند و آقای راشد همان کسی بود که تا هفته گذشته برنامه خود را ادامه داد. بعدها مشخص شد که مرحوم رشید در اواخر عمر نابینا شده و برنامه ای تولید نکرده و نوارهای قبلی خود را منتشر کرده است.

آقای راشد در اوایل انقلاب یعنی سال 59 تا 60 فوت کرد و تنها خبرگزاری از ایشان نام می برد:

آقای حجتی مقاله قوی و خوبی در مورد ایشان نوشتند با عنوان «راشد و حق او بر ما» که در روزنامه اطلاعات منتشر شد. رشید تنها یک دختر داشت که دبیر آموزش و پرورش بود و در 70 سالگی تا آخر عمر تنها بود. آقای حجتی بیوگرافی پدرش را در خبرنامه نوشت. پدر آقای حجتی زرتشتی است که در نوجوانی به اسلام گرویده و مردی بسیار وارسته و شریف است. زندگینامه پدرش ملا عباس تربتی نوشته شده و نتوانسته است آن را منتشر کند و این اطلاعات را برای چاپ در روزنامه به شما می دهم. این را ابتدا در پاورقی در روزنامه چاپ کردیم و دیدیم این چه گوهری است! کتاب بسیار تاثیرگذار، اخلاقی، سازنده و فوق العاده قوی است، بنابراین تصمیم گرفتیم کتاب را منتشر کنیم و نام آن را فضایل فراموش شده گذاشتیم و اکنون به چاپ 52 رسیده است.

بگذارید یک ماجرای جالب را برایتان تعریف کنم: یک روز در ساختمان اطلاعات سابق در خیابان خیام بودیم، روبروی خیام گلخانه بود، گلخانه مرکز مترو تهران بود، متروی تهران زیرزمینی کار می کرد و هنوز نداشت. ظاهر روی زمین یکی از مهندسان مترو کرمانی بود. و گاهی خسته و غرق و گل آلود از زیرزمین به روزنامه می آمد، دوش می گرفت و استراحت می کرد. یک روز به من زنگ زد و گفت امروز عید است و شیرینی درست کردیم و به دست همکاران دادیم، دو جعبه دیگر اضافه شد، آنها را به روزنامه می برم. با یکی از همکارانش به روزنامه آمد، نمی خواستم این دوستان دست خالی بروند، گفتم راشد را می شناسید، گفت: او را می شناختم و خاطره ای از او دارم. خاطره ای که نقل کرد خیلی تکان دهنده بود و می گفت من از مهندسان شهرداری قبل از انقلاب بودم و تصمیم گرفتیم پشت مدرسه در سپهسالار خیابان بسازیم، خانه های سر راه را اندازه گیری و ارزیابی کردیم و قیمت ها را به صاحب خانه ها دادیم. ما اعلام کردیم آنها را بردیم و از آنها خواستیم خانه ها را تخلیه کنند. جز راشد کسی معترض نیست. نامه ای به شهرداری نوشت که به قیمتی که برای خانه من تعیین کردید اعتراض کردم. قول دادیم از او دعوت کنیم تا حرفش را بشنود و همه در شهرداری تعجب کردند چون برای خانه قیمت گذاشته بودیم.

  وزیر کشور: پرونده ساختمان متروپل بسته شده است

یهودی که با دیدن راشد مسلمان شد

به هر حال قرار گذاشتیم و رشید به شهرداری آمد، یک مهندس یهودی در بین ما بود و گفت از روحانی است. شما به ما میگی عاشق پاریو یهود، این آخوند هم عاشق پاریو هست. یک روز که رشید آمد، مهندس یهودی گفت: «بگذار با رشید صحبت کنم. یهودی گفت: شیخ، اعتراضت چیست؟ مرحوم رشید سند را روی میز گذاشت و با لحن آرام خود گفت: من این خانه را به قیمت فلان تاریخ خریدم، از آن تاریخ تا امروز مجانی در این خانه می نشینم، این خانه مستهلک شده است. از اون تاریخ و قیمت خونه از اون موقع خیلی تغییر کرده من به افزایش قیمتی که تعیین کردید اعتراض دارم و چون از بودجه عمومی پرداخت میشه پیشنهاد میکنم قیمت واقعی خونه من رو در نظر بگیرید. «ما همه خوشحال بودیم و مهندس یهودی کنار راشد نشست و گفت: «شیخ، من هنوز به شریعت دیگری معتقدم. از این به بعد می خواهم به شریعت شما ایمان بیاورم و او مسلمان شده است.»

DSC 6475 1 خبر عجیب

مدام به او زنگ می زنند و مشتری دارد، به شوخی می گوید که هر چه صحبت می کنم کافی نیست! تو نمیخوای بری! به صندلی ها چنگ میزنی؟! واقعیت این است که دلسوزی برای کسی که سال ها خاطرات و راهنمایی های ارزشمند زیادی برای رسانه ها داشته، سخت است. خودش هم از اهل خانه خسته نمی شود و مدام با لبخند قصه های دلنشین می گوید. او با سردبیران صمیمی است و هر از چند گاهی هرکدام وارد اتاق می شوند و بیش از هر چیز با بیان جملات طنز سعی می کنند خستگی خود را از تنشان بیرون کنند. وقتی می رود ما را به سمت خروجی هدایت می کند و مدام از لذت گفتگو می گوید.

DSC 6794 1 خبر عجیب

DSC 6833 1 خبر عجیب

DSC 6839 1 خبر عجیب

دیدگاهتان را بنویسید