تقابل نظام سرمایه داری سلطه با مسیر الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت / یادداشت یوسف محمدزاده

شفقنا- دکتر یوسف محمدزاده، استاد دانشگاه ارومیه در یادداشتی گفت: منافع ملی ماهیت اساسی سیاست های جوامع مختلف امروز جهان است. از سوی دیگر، همه جوامع در یک محیط مشترک فعالیت می کنند که منافع ملی لزوماً در یک جهت نیست. نمونه ساده و تاریخی از منافع ملی کشورها در عرصه اقتصاد از دیرباز توانایی تولید و فروش انبوه محصولات نهایی با بالاترین ارزش افزوده با تامین منابع و مواد اولیه با قیمت پایین بوده است. یک کشور می تواند منابع طبیعی و نسل های آینده و محیط زیست خود را از بین ببرد، اما مواد خام را از صنایع کشور دیگر به قیمت ارزان تهیه می کند و با همین پول محصولات صنعتی همان کشور را می خرد. با ارزش افزوده چند برابر بیشتر! این یک رابطه نادرست است که برای مدت طولانی در دنیای ما جریان دارد. چنین رابطه ای باعث ایجاد منافع مشترک برای سلطه جهانی بر سایر کشورها می شود. به بیان ساده، حفظ رونق اقتصادی کشورهای توسعه یافته در گرو حفظ این روابط نابرابر با سایر کشورها است. چنین منافع مشترکی، دنیای سلطه را حول توده ها متحد می کند و سیاست ها و مناسبات اقتصادی خاصی را برقرار و حفظ می کند و این امر رهایی از این ارتباط یا دام را بسیار دشوار می کند.

به بیان ساده تر، پیشرفت کشوری مانند ایران با منافع ملی کشورهای جهان همخوانی ندارد و در نتیجه تلاش ها و تحرکاتی را علیه آن ایجاد می کند!

البته اولین قدم برای رهایی از این تله نظام سلطه، درک چنین رفتار نابرابر و شناسایی درست منافع ملی است. بنابراین الگوی اسلامی – ایرانی پیشرفت بدون توجه به این مهم قابل تدوین و اجرا نیست. الگوی اسلامی – ایرانی پیشرفت باید ماهیت روابط اقتصادی را در مقیاس جهانی تبیین کند و برای رهایی از آن رویکردهای علمی و منطقی ارائه دهد.

  نخست وزیر عراق اجرای طرح امنیتی برای حفاظت از نمازگزاران کاظمین را زیر نظر دارد

نکته بسیار مهمی که جامعه امروز ما تا حد زیادی از آن غافل شده است این است که تقابل اقتصاد در بازارهای جهانی در گرو رقابت پذیری اقتصاد است که مربوط به بهره وری و قیمت تمام شده محصول است که موفقیت آن سودآور است. به مقیاس (تولید انبوه) و دانش فنی نیاز دارد. به این معنا که یک اقتصاد زمانی می تواند در سطح جهانی رقابت کند که دانش ساخت و تولید پیشرفته داشته باشد و در وسیع ترین بازار بفروشد. در غیر این صورت اقتصاد کشور رقابتی نخواهد بود و سقوط خواهد کرد. قطعاً در این مسیر بستن اقتصاد و دیوار کشی دور اقتصاد یک اشتباه مهلک است. در طول تاریخ کشور یا اقتصادی را سراغ نداریم که با بستن اقتصاد پیشرفت کرده باشد، بلکه برعکس، کشورهای موفق در دهه های اخیر در بستر جهانی قرار گرفته و وارد بازارهای جهانی شده و با اقتصاد مواجه شده اند. در اقتصادهای بسته، نه تنها دانش فنی جهان سرریز نمی شود، بلکه مقیاس تولید آنقدر بزرگ نیست که تولید را مولد و رقابتی کند.

از سوی دیگر، در چنین اقتصادهایی، سرمایه (سرمایه مالی یا انسانی و غیره) همیشه ترک خواهد کرد.

یک پارادوکس بسیار پیچیده در اینجا ایجاد می شود. از یک سو روابط اقتصادی جهانی نابرابر و ناعادلانه است و از سوی دیگر پیشرفت بدون اقدام در اقتصاد جهانی بنا به دلایل ذکر شده غیرممکن است. اینجاست که الگوی اسلامی – ایرانی پیشرفت با چالش جدی مواجه است. الگوی اسلامی – ایرانی پیشرفت باید مشخص کند که میدان و محور مقاومت اقتصادی پشت درهای بسته اقتصاد است یا بازارهای شانگهای، دبی یا لندن! چرا میدان جنگ در سیاست و امنیت خارج از مرزهاست و ما میدان جنگ اقتصادی را در داخل مرزها قرار داده ایم! الگوی اسلامی پیشرفت ایران باید تبیین مناسبی از ارتباط بین منافع ملی سلطه جهانی و موازنه قدرت و امنیت در خاورمیانه داشته باشد! اگر نتوان چنین روابطی را به درستی شناسایی کرد، نمی توان به مقاومت اقتصادی امیدوار بود. سیاست‌های محدودکننده همواره بخش خصوصی را تضعیف کرده است و در بسیاری از موارد دولت سد راه بخش خصوصی بوده است. چنین رویارویی پیوندهای داخلی یک اقتصاد را برای مقابله با اقتصاد جهانی تضعیف می‌کند که امیدوار است الگوی اسلامی-ایرانی برای تدوین استراتژی خروج را توضیح دهد.

  90 روز اول دولت ریاست جمهوری تمام شد! نظر شما در مورد عملکرد 90 روزه یک رئیس چیست؟

خبر قبلیکتاب «مبانی فلسفی و روش شناسی اقتصاد» نقد شده است

دیدگاهتان را بنویسید