آیت الله فاضل لنکرانی: گفتن اینکه حوزه امروز پاسخگوی شبهات نیست کافی نیست.

خبر عجیب

شفقنا- آیت الله محمدجواد فاضل لنکرانی در پایان جلسه خارج فقهی نظام سیاسی در پاسخ به اظهارات برخی در «صدمین سالگرد تأسیس حوزه علمیه کوم» مبنی بر لزوم جدایی حوزه از سیاست، گفت: انتقاد از اخبار نادرست حوزه و بزرگانش کرد.

به گزارش شفقنا، سخنان این استاد حوزه علمیه به شرح زیر است:

در پایان بحث امروز، مایلم تاسف عمیق خود را از سخنان بی اساس مطرح شده در جلسه صدمین سالگرد حوزه علمیه کوم ابراز کنم. حوزه علمیه با عظمت مرحوم آیت الله العظمی حائری تأسیس شد و منشأ برکات فراوانی شده است. در طول این صد سال چندین دوره فقه، اصول، تفسیر، عقاید، تک نگاری ها، معارف به ویژه جلسات آموزشی دسته جمعی برگزار شد.

یکی از مهمترین برکات در این ساحت مبارک مرحوم آقای حائری، شکل گیری این انقلاب بود. یکی دیگر از برکات مرحوم آقای حائری، تحصیلکرده امامت بود. امام خمینی (رحمت الله علیه) تحت تعلیم دو شخصیت بزرگ قرار گرفت. اول مرحوم آقای حائری و دوم مرحوم آقای بروگردی.

در این حوزه بزرگ، مرحوم آقای حائری، مرحوم بروجردی، امام و سایر مراجع را در تاریخ صد ساله حوزه از سال 1301 که سال تأسیس این حوزه است تا به امروز می بینیم. بنابراین وقتی می خواهیم از صدمین سالگرد حوزه علمیه صحبت کنیم، باید همه ابعاد آن را در نظر بگیریم. بسیار متاسفم که برخی از آقایان برای بزرگداشت صدمین سالگرد حوزه علمیه جلسه ای تشکیل داده اند که در آن حوزه بیش از همه مورد آزار و اذیت قرار گرفته است. در مورد حوزه برعکس گفتند! تذکر دادند به مرحوم آقای بروجردی و آقای حائری که عاقل نبودند و حرفشان صحت ندارد.

خرج کردن پول از بزرگان برای ترویج جدایی دین از سیاست

به مرحوم آقای بروجردی نسبت می دهند که ایشان در سیاست دخالت نکردند و آنچه امام در سال 1340 فریاد زد و خطاب به حوزه های علمیه و عالم تشیع و همه روحانیون قم و غیر قم فرمودند: آقایان مراقب باشید این کار دشمن است. طرح می کند که بگوید دین سیاست ندارد، به آن اعتنا نمی کند و جدایی دین را از سیاست مرحوم آقای حائری و مرحوم آقای بروجردی نسبت می دهد و مدعی است عظمت این بزرگان این است که می گویند: وکیل می کند. نیازی به مداخله در مسائل سیاسی نیست، بلکه باید با مشکلات برخورد کرد ناظر سیاسی! این موضوع را مطرح کردند و گفتند اگر روحانیت می خواهد به هویت اصلی خود برگردد باید به همان مشی مرحوم آقای بروجردی برگردد!
متأسفانه این گفته شد و پاسخی داده نشد و این یک تاسف دیگر است! آیا این حق امام است؟ آیا این پاسخ تمام مشکلاتی است که امام برای دین مطرح کرده است؟ بعد از 40 سال انقلاب باید مردم بیایند و این موضوع را مطرح کنند؟ حالا به چه دلایلی نمی دانم! اما انتظار حداقل این است که صادقانه و عاقلانه صحبت کنید.

  سر امارات تشییع شد + عکس

نظریه سیاسی مرحوم آیت الله بروجردی

نظر مرحوم آقای بروجردی در بحث نماز جمعه در کتاب البدر الظاهر فی صلاح الجمعه و المصافر (ص 78 به بعد) آمده است ببینید ایشان در مورد ولایت چه می فرمایند. -فقیه؟ در مورد دین چه می گوید؟ چرا عکس آن را به مرجعی نسبت می دهند که در بین مراجع رکن بوده و تاریخ مرجع کمتر شبیه آنها را به خود دیده است! امام خمینی نیز محصول مرحوم آقای بروجردی و همچنین مرحوم حائری است. در این جلسه فعلاً به صحبت های آقای بروجردی اشاره می کنم تا روشن کنم که هیچ تعصبی وجود ندارد. اگر آقایان می خواهند از حوزه گزارش بدهند، باید درست گزارش دهند، نه اینکه به حوزه و روحانیت، انقلاب، آقای بروجردی، شهدا و امام خمینی (ره) جفا کنند. آنها به دنبال چه می گردند !؟

آقای بروجردی می گوید: اگر به حقیقت دین توجه شود، برای اثبات ولایت فقیه نیازی به پذیرش عمر بن حنظله نیست. پس از ذکر مقدمه ای می فرماید: آثار عامیانه دو گونه است; از این حیث، مسائل فردی و اجتماعی جای تردید دارد. ایشان سپس می فرمایند: آیا شارع برای این امور اجتماعی فردی را تعیین کرده است یا خیر؟ در زمان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم این امور بر عهده پیامبر بود. عجيب است كه با اينكه در عبارت ايشان غالباً كلمه متولي آمده است، اما در همان جلسه آقايان گفتند: آقاي بروجردي فرمودند وكيل مستأجر نباشد. درسته بر خلاف گفته خودش! می گوید: پیامبر صلی الله علیه و آله است، سپس ائمه …، حتی آقای بروجردی قبل از ایشان می فرماید: یکی از نیازهای اسلام وجود حکومت است و وجه اشتراک عام و خاص این است که مسلمانان. باید حاکم داشته باشد، علیرغم اینکه اختلاف نظر وجود دارد. اهل سنت می گویند: بعد از پیامبر مسئله تعیین حاکم برگزیده شد و شیعیان می گویند: پس از پیامبر اکرم به دستور خداوند حاکمی تعیین شد. اما هم شیعه و هم سنی می گویند: احتمالاً وجود حاکم، اصل و امنیت من است.

آقای بروجردی ادامه می دهد: در زمان غیبت ایشان، موضوع دو طرف است. یا می گوییم هیچ کس نباید منصب داشته باشد یا کسی که می تواند منصب داشته باشد فقط وکیل است. آنها مشکل را با یک قیاس استثنایی پایان می دهند. بدون آنکه عمر بن حنظله و روایات دیگر را برای اثبات ولایت فقیه قبول کند; بله قبولی عمر بن حنظله نیز بر ما شهادت است و به عنوان تأیید ذکر می کند.

وی در پذیرش عمر بن حنظله به این سؤال اشاره می کند که در عبارت «یعنی تو را حاکم کردم» مراد از حاکم کیست؟ برخی به قاضی پاسخ دادند، ولی او نپذیرفت و گفت: او رجوع به همه امور عمومی است که به تکالیف افراد عمل نمی کند و شرع به وظایف آنها راضی نیست… و منهای قاضی. و سر خصوصی . نمی دانم، مخصوصاً قاضی. این نظر آقای بروجردی است! وی معتقد است برای حفظ دین در زمان غیبت، وکیل باید پاسخگو باشد. حالا می توان گفت آقای بروجردی با وجود اینکه ده ها بار در کلام ایشان کلمه «تدریس» را ذکر کرده است، بحث نظارت را مطرح کرده است؟!

  کنترل اجاره بها و حمایت از مستاجران در دستور کار دولت قرار گرفت

در مورد آقای بروجردی، توجه داشته باشید که ایشان حقوقدانی نبودند که امروز یک نظریه بدهد و فردا از آن عدول کند و نظریه دیگری بدهد. گفت: من پایه های اجتهاد خود را در اصفهان کامل کردم و به نجف رفتم. در آنجا مرحوم آخوند فقط در دو سه موضوع توانست نظر من را عوض کند. او یک وکیل بسیار برجسته بود.

ریشه نظریه «اسلام حکومت است» در بطن آیت الله بروجردی است

نگاه امام راحل به حکومت و اینکه «اسلام حکومت است» ریشه در سخنان آقای بروجردی دارد. آقای بروجردی در صفحه ۷۴ می‌گوید: «در پیروی از قوانین اسلام و احکام شکی نیست». وی گفت: اسلام دینی سیاسی است و برای رسیدگی به امور مسلمانان نیازمند حاکم است. با وجود این اظهارات، آیا می توان گفت که آقای بروجردی گفته است که دنبال سیاست است؟ یعنی می خواهند بگویند آقای بروجردی طرفدار جدایی دین از سیاست بود!

عدم امکان جدایی دین از سیاست از دیدگاه آیت الله بروجردی

در پایان صفحه 74 درباره پیوند اسلام با سیاست مدنی می گوید: و سیاست از چیزهایی است که از ابتدا با حقیقت دین آمیخته است و از چیزهای حقیقت دین است. خواهان صدقه و زکات و نحوه پرداخت مالیات هستند.»
امام خمینی نیز به عظمت علمی آقای بروجردی اذعان داشتند. برای ما که با مبانی امام آشنا هستیم، مشخص است که ایشان برخی از اصول خود را از آقای بروجردی گرفته است. تصور قوی من این است که اساس سخنان امام خمینی (ره) در مورد «اسلام حکومت است» ریشه در سخنان مرحوم آقای بروجردی دارد. حالا اینکه آقای بروجردی گفت: اسلام ربطی به سیاست ندارد، جفای بزرگی نیست؟!

وظیفه محوری روحانیت شیعه

آقایان در جلسه مذکور می گویند که روحانیت اگر می خواهد مقبولیت و احترام قبلی را بگیرد، وارد سیاست نشوند!
روحانیت در عین حال که باید مردمی باشد، باید کار خود را انجام دهد. روحانیت در طول تاریخ هم قوت روحیه و هم ادب وجود داشته است، چه مورد قبول و چه مورد اختلاف، اما هرگز سختی ها و ناملایمات را پرستش نکرده و در کنار مردم ایستاده است. زیرا گفتار و کردار مبتنی بر دین است.

بی توجهی به امام خمینی در تاریخ صد ساله حوزه

اگر آقای بروجردی و آقای حائری قائل به پیوند دین و سیاست نیستند، آیا امام خمینی در صد سال اخیر حوزه علمیه نیست؟ امام در صد سال اخیر بخش عمده ای از حوزه علمیه بوده است. آیا ایشان در این دو سه سال اخیر مسئله ولایت فقیه و حکومت اسلامی را مطرح کرده است؟

  کلاهبرداری میلیاردی از زن رمال در بابلسر

منظور از سخنان آقایان این است که ما امام و شاگردان امام درس امام را از تاریخ قبلی حوزه حذف می کنیم. اصولاً در زمان آقای حائری و بروجردی شرایطی که در زمان امام خمینی وجود داشت وجود نداشت. اگر در آن زمان این شرایط وجود داشت، این بزرگان نیز مانند مرحوم امام عمل می کردند. حتماً این جمله را شنیده اید که خمینی گفته است: اگر استاد ما آقای حائری هم در زمان ما بود، همان کاری را می کردند که من کردم.

این تبعیت مردم از امام خمینی در پیروزی انقلاب در آن زمان وجود نداشت. روحانیت آن زمان خیلی ضعیف بودند، صدای روحانیت در نمی آمد. در زمان امام که محاکمه 19 روزه در قم برگزار شد و سپس چندین مراسم اربعین شهدا در شهرهای مختلف برگزار شد، مردم به میدان آمدند.

در زمان مرحوم آقای حائری، رضا شاه وارد صحن حرم حضرت معصومه(س) قم شد و آقای بافقی را به شدت مجروح کرد! اما هیچ کس نمی توانست یک کلمه بگوید! رصد یعنی طاغوت ها هر وقت خواستند می خواهند روحانیت و مذهب را خفه کنند!

نتیجه گیری فقهی در صلاحیت مورخ نیست

نظر من این است که به دور از تعصب و هرگونه بی عدالتی، حقایق باید به جامعه علمی ابلاغ شود. شما که ادعای دانشمندی دارید، صحبت های مرحوم آقای بروجردی را ببینید; در این کتاب نماز جمعه و کتب دیگر ایشان عبارات زیادی آمده است که وکیل بنشیند و نظر سیاسی مرحوم آقای بروجردی را از آنها بیرون بکشد. کسی که تاریخ‌دان است نمی‌تواند این کار را بکند و اصلاً حرف آقای بروجردی را نمی‌فهمد. وکیل باید بیاید و این حرف ها را استخراج کند.

لزوم خدامحوری در مناصب سیاسی

بنده وقتی این سخنان را شنیدم خیلی درد داشتم. چرا چنین نامردی در حق حوزه و بزرگان و انقلاب است؟!

مطلب دیگری که گفته شد این است که در گذشته اگر شبهه ای بود حوزه ها می آمدند و پاسخ های زیادی داده می شد; اما الان نه! این یک نامردی دیگر است. اینکه امروز تا چه اندازه به شبهات حوزه پاسخ داده می شود در تاریخ روحانیت بی سابقه است. این را با دلیل و مدرک ذکر می کنم.

آقایان واقعاً باید در کاری که انجام می دهند خود را با خدا تطبیق دهند. قبل از اینکه ببینیم دنیا چه چیزهایی را دوست دارد یا برخی از مردم و جوانان چه چیزهایی را دوست دارند، باید به فکر خدا باشیم.

دیدگاهتان را بنویسید