کیهان نوشت: وساطت ایران در قرن جدید آسیایی

خبر عجیب
روزنامه کیهان

روزنامه شفقنا-کیهان در یادداشت روزانه خود با عنوان «وساطت ایران در قرن جدید آسیایی» به قلم محمد ایمانی می نویسد:

1. ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی 76 سال پیش با پیروزی در جنگ جهانی دوم نظم نوین جهانی را ایجاد کردند. ابرقدرت در این نظام دوقطبی، نیروی حاکم بر هر یک از دو قطب بود. آنها به مدت 46 سال خود را به یکدیگر محدود کردند. اما زمانی که اتحاد جماهیر شوروی در سال 1991 تجزیه شد، قیام آمریکا آغاز شد. از چکسلواکی و صربستان گرفته تا اوکراین، گرجستان و قرقیزستان با یک انقلاب رنگی یا مداخله نظامی از خود در برابر بلوک آمریکا دفاع کردند. گورباچف ​​و سپس ریاست جمهوری یلتسین منجر به فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی شد که روسیه را ضعیف و ناامن کرد. غرب از مرزهای روسیه فراتر رفت و حتی در مسکو و پکن کودتای مخملی انجام داد. این پیشرفت استراتژیست های آمریکایی را بر آن داشت تا پروژه های تهاجمی مانند قرن جدید آمریکا، پایان تاریخ، جنگ تمدن ها، جنگ جهانی چهارم (طرح حمله به 24 کشور اسلامی) و خاورمیانه را راه اندازی کنند. و تغییر طرح» در دولت بوش و سپس اجرای «جنگ جهانی سوم» (جنگ نیابتی در عراق و سوریه) در دولت اوباما.
2. مرکز ثقل این جنبش ها غرب آسیا بود. اگر آمریکا کنترل منابع طبیعی و چهارراه ارتباط جهانی را در دست بگیرد، می تواند عرصه را بر رقبای شرقی و حتی غربی تنگ کند و به خدای جهان تبدیل شود.
نه روسیه، نه چین و نه هیچ کشور دیگری جرات رویارویی با این شورش را نداشتند. بدون شک مقاومت خردمندانه ایران در جنگ ترکیبی آمریکا پیروز شده است. ایالات متحده تنها برای جنگ جهانی چهارم 7000 میلیارد دلار هزینه کرد. اما ایران جلوی او را گرفت. در این تقابل تمدن با هجوم مغول، هرگز از همراهی با هیچ حکومتی دریغ نکردیم. اگر در مقابل نقشه‌های شومی مانند جنگ جهانی سوم ایستادگی می‌کردیم و ورق را به نفع خود و ملت‌های منطقه ورق می‌زدیم، خودمان تصمیم می‌گرفتیم، در حالی که روسیه، چین و دیگران به دلایل مختلف با وجود تهدید منافع خود منفعل بودند. این جمهوری اسلامی بود که علیرغم مهارت حریف خود، آمریکا را به مرز «انحطاط استراتژیک» رساند.
در اوایل ماه مه 1400، آژانس اطلاعات دفاعی ایالات متحده گزارش سالانه خود را در مورد چالش های پیش رو منتشر کرد: هدف استراتژی امنیت ملی ایران تضمین تداوم حاکمیت، حفظ ثبات داخلی، تثبیت موقعیت سلطه در منطقه و دستیابی به شکوفایی اقتصادی است. تهران مجموعه پیچیده ای از نیروهای دیپلماتیک، نظامی و امنیتی دارد. او برای رسیدن به اهداف خود نیروهای غیر متعارف و متعارف، شرکا و نیابت ها را تربیت می کند و می تواند هزینه های سنگینی را بر دشمنان خود تحمیل کند. تهران در حال افزایش تعامل خود با شرکا و نیابت ها برای تضمین نفوذ بلندمدت است. ایران استراتژی‌های اقتصادی را برای دور زدن تحریم‌ها با گسترش آن در سراسر جهان دنبال می‌کند و به کاهش بدهی خود ادامه خواهد داد. تهران از روابط خود برای تحریک حضور ما در منطقه و تشویق به عقب نشینی استفاده می کند. بزرگترین نیروی موشکی منطقه توانایی شلیک موشک های 2000 کیلومتری به سمت اهداف را دارد و بارها اراده خود را در این زمینه نشان داده است. ایران همچنان به افزایش کشندگی، پایداری و دقت انواع موشک ها و تبدیل آنها به هواپیماهای قاره ای ادامه می دهد. ایران به طور مداوم از نیروی دریایی خود برای نظارت بر عملیات دریایی ما و متحدانمان استفاده می کند. ایران احتمالا در سال آینده با احیای اقدامات هسته ای، نیابت ها و حملات سایبری به فشارهای ما پاسخ خواهد داد. پنتاگون با تهدید اطلاعاتی پیچیده ای از سوی تعداد فزاینده ای از بازیگران مواجه است. دشمنانی مانند چین، روسیه و ایران بخش بزرگی از این تهدید هستند.
4. جای تعجب نیست که باراک اوباما در کتاب خود (سرزمین موعود) درباره ایران نوشته است: «در دوران حکومت، ما گاهی سناریوهای مختلف درگیری با ایران را شبیه‌سازی می‌کردیم و من همیشه این جلسات را با ناراحتی ترک می‌کردم. «من متوجه شدم که اگر جنگ علیه ایران ضروری شود، تقریباً هر چیزی که برای ایالات متحده تلاش می‌کردم به دست بیاورم، نابود می‌شود. یا؛ در سال 2011، توانایی های ما در سوریه به طرز دردناکی محدود بود. این کشور توسط روسیه، ایران و حزب الله محافظت می شد. ضربه ای که آمریکا می خواست با شروع چندین جنگ به ایران وارد کند چیزی نبود که بخواهند با برجام جایگزین کنند. آمریکا برجام را وسیله ای برای کاهش تنش نمی دانست، بلکه آن را اسب تروا برای نفوذ به قدرت ایران می دانست. با کمک غربی ها برجام را روی میز گذاشتند و معتقد بودند تحریم ها در حال فروپاشی است. کری در 26 آوریل 1994 گفت: «شکست مذاکرات منجر به فروپاشی رژیم تحریم ها می شود.» تحریم ها نمی توانند ایران را متوقف کنند. طرف‌های دیگر مذاکره تحریم‌ها را برمی‌دارند و به ما می‌گویند کارتان را بکنید و ما هم کارمان را می‌کنیم.» وندی شرمن نیز در 9 آبان 94 در کالج دورموث تایید کرد: «در جریان مذاکرات با ایران، نشانه های لغو تحریم ها مشهود بود و فکر نمی کنم باقی بماند. ما نشانه‌هایی از شکاف در تحریم‌ها به‌ویژه در رابطه با واردات نفت از ایران دیده‌ایم». برجام به زیاده خواهی آمریکا پایان نداد، بلکه سیب اختلاف و گروگان طلبکار جدید بود. از این نظر، این امکان وجود دارد که خروج بی ادبانه ترامپ، دام را بشکند. تیم ترامپ با مشاهده رویکرد منفعلانه برخی از رهبران ما، فکر می کرد که با حداکثر کردن فشار می تواند زودتر ایران را سرنگون کند. محرک او برای این گستاخی، تضمینی بود که فدریکا موگرینی دریافت کرد: «من به روحانی اطمینان دادم که به برجام پایبند خواهد بود، حتی اگر آمریکا از برجام خارج شود و تحریم ها را برگرداند»!
5. اشتباه محاسباتی و شتابزدگی ترامپ، پروژه اجرا را مختل کرده است. ویلیام برنز، معاون سابق وزیر خارجه و بخشی از مذاکرات با ایران، در دولت بایدن مدیر سیا شد. او مدت ها قبل از اینکه مدیر سیا شود به سی ان ان گفت: «سیاست فشار حداکثری، قمار مخاطره آمیز است. این رویکرد دارای اشکالات بسیاری است. از جمله افزایش شکاف با متحدان. علاوه بر این، به تدریج تحریم ها را به عنوان ابزار دیپلماسی آمریکا کاهش می دهد. با این روند، روزی می‌توان دید که نه تنها روسیه و چین، بلکه دوستان اروپایی نیز برای کاهش آسیب‌پذیری خود در برابر تحریم‌ها گام برمی‌دارند». وی گفت: در بلندمدت، خروج از برجام تاثیر تحریم های یکجانبه را کاهش می دهد. ما پنج یا 10 سال دیگر بیدار خواهیم شد و همانطور که وزیر امور خارجه آلمان گفت، شاهد خواهیم بود بسیاری از کشورها به دنبال راه هایی برای غلبه بر فشار مالی آمریکا هستند.
6. اما این و اظهارات مشابه بایدن در محکومیت فشار حداکثری قبل از ریاست جمهوری بود. برنز سال گذشته در نشست سنا برای بررسی اعتبارنامه خود به عنوان مدیر سیا گفت: «من همیشه بر این باور بوده‌ام که ما باید یک استراتژی جامع و جامع در قبال ایران داشته باشیم که در آن جلوگیری از برنامه هسته‌ای تنها یکی از ابعاد آن است». این استراتژی باید با ساخت موشک های بالستیک و بی ثبات کردن اقدامات ایران در منطقه مقابله کند. حتی اگر ایران به پیوستن به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بازگردد، ما باید چارچوبی برای ایجاد محدودیت‌های هسته‌ای قوی‌تر و طولانی‌تر و مقابله با سایر اقدامات تهدیدکننده داشته باشیم. گفتن این هدف آسان تر از انجام آن است، اما این باید استراتژی ما باشد. ادامه سیاست احمقانه ترامپ در دولت بایدن شاهد دیگری بر این است که دولت آمریکا در مرحله «انحطاط استراتژیک» قرار دارد.
– به عنوان مقدمه ای برای افول امپراتوری – رسید.
7. در همان جلسه سنا، ویلیام برنز درباره چالش های پیش رو گفت: «وضعیت جهانی بسیار پیچیده و رقابت محور است. هنوز تهدیدات شناخته شده ای وجود دارد. از تروریسم تا اشاعه هسته ای، روسیه، کره شمالی و ایران. چین همچنین یکی از بزرگترین چالش های ما است. بر این اساس، تعاملات استراتژیک در جهان غرب برای ایالات متحده مرگ و زندگی است. خبر تضعیف آمریکا و انتقال قدرت از غرب به شرق یک واقعیت غیرقابل انکار است و همچنان توسط سیاستمداران غربی صحبت می‌شود، حتی اگر غربی‌ها را درگیر کند: «فدریکا موگرینی: من هرگز آمریکا را اینقدر قطبی ندیده بودم. “آمریکا در داخل منسجم نیست.”
نیکلا سارکوزی: محور جهان از غرب به شرق یعنی آسیا می‌رود. ما قبلا بر دنیا مسلط بودیم اما الان اصلاً تسلط نداریم. «کارآمدی باورنکردنی فردی مانند ترامپ نشانه بدتر شدن اوضاع در غرب بود نه علت آن. جوزف بورل، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا: تحلیلگران مدتهاست از پایان نظم تحت رهبری ایالات متحده و ظهور قرن آسیایی صحبت می کنند. این در مقابل چشمان ما اتفاق می افتد. شیوع بیماری عروق کرونر نقطه عطفی در تغییر قدرت از غرب به شرق است. ولفگانگ ایشینگر، رئیس کنفرانس امنیتی مونیخ: جهان در حال حرکت از غرب به دوران پساغربی است. کاهش نفوذ اروپا و ایالات متحده راه را برای سایر کشورها برای تشکیل نظم جدید هموار کرد. بازیگران غیر غربی روابط بین الملل را شکل می دهند. برخی از اساسی ترین عناصر غرب و نظم جهانی تضعیف شده اند. ناکامی در پاسخ به درگیری سوریه و اوکراین، ضعف ما را آشکار کرده و راه را برای خلایی که باید توسط ایران و روسیه پر شود، هموار کرده است.
8. این طبیعی است که قدرت هایی که منافعشان از سوی آمریکا و غرب در معرض خطر است، وارد تعاملات اقتصادی، سیاسی، سیاسی و نظامی شوند. و به طور طبیعی تر، خشم فزاینده آمریکا و غرب در قالب حملات رسانه ای نیابتی به روابط «فرانسه غربی» است. آنها می‌دانند که در صورت تعمیق این همکاری، مقاومت منطقه‌ای ایجاد شده توسط ایران ابعاد فرامنطقه‌ای پیدا می‌کند و سایر دولت‌ها تشویق می‌شوند تا از منافع خود در برابر مزاحمت‌های آمریکا دفاع کنند. بر این اساس دلیل آتش شدید رسانه ای علیه همکاری راهبردی ایران با روسیه و چین قابل تحلیل است.
9. بسیاری از کارشناسان در سراسر جهان تشخیص می دهند که بدون مقاومت موفق ایران در غرب آسیا، ایالات متحده می تواند به طور موثر بر چین و روسیه (و حتی متحدانی مانند فرانسه، آلمان، ژاپن، کره جنوبی و هند) فشار بیاورد. کاخ سفید می تواند انتظارات خود را دیکته کند و بر بیش از 60 درصد منابع انرژی جهان تسلط داشته باشد. این فقط یک نیروی جدید بود که ترمز آمریکای نافرمان را کشید و از این نظر، بسیاری در شرق و غرب این را مدیون ایران هستند که بایستد. ایران همچنین می تواند شمال و شرق آسیا را به غرب و جنوب متصل کند و در عین حال مسیر ترانزیتی تهران-بغداد-دمشق-بیروت را به مدیترانه گسترش دهد یا خطوط ترانزیت ریلی را فعال تر کند. دیپلماسی فعال و همه جانبه رژیم فراتر از محدودیت تحریم ها است و می تواند توسعه نظم جهانی را تسریع بخشد و ایران را به قطب اقتصادی منطقه تبدیل کند. به همین دلیل با یک بمباران تبلیغاتی بی سابقه مواجه می شود. این حجم از مبارزه دشمن و یارانش -بازماندگان آمریکا به تعبیر امام خمینی (ره) – نشان از درستی راه دارد و پیروزی های بزرگی را در آینده اعلام می کند.

  سیل اخیر به 10 شهر خراسان رضوی خسارت وارد کرد

خبر قبلیرئیس جمهور عراق: بمب گذاری در بغداد امنیت و ثبات را تهدید می کند

دیدگاهتان را بنویسید